اولا که چه قالب خوکشلیه مامانی دستت درد نکنه!!!

دوما که اونایی که رمان "من او" اثر رضا امیر خانی رو خوندن میتونن پستها رو به صورت زیر نامگذاری کنن(اونایی هم که نخوندن حتما برن بخونن که اگه نخونن از دستشون رفته) :

«کلکل مامان بزرگی-قسمت اول»=یک مامان بزرگ

«کلکل نوه ای-قسمت دوم»=یک نوه

«کلکل مامان بزرگی-قسمت سوم»=دو مامان بزرگ

«کلکل نوه ای-قسمت چهارم»=دو نوه

.

.

.

سوما که ادامه داستان:

خلاصه یه مقدار آبها از آسیاب افتاد و دیگه چند روزی بود که به هم حمله نمی کردیم

(این قسمتشو تا حالا به خود مامان بزرگ هم نگفته بودم):

منم بد جوری عذاب وجدان گرفته بودم چون کلا تو روحیه من وحشی بازی نیست قبلا یه بارم به خود مامان بزرگ پیام زده بودم که من آدم وحشی ای نیستم ولی مامان بزرگ گفتش چرا هستی

آخه من تو 7سرور از این بازیه لعنتی اکانت داشتم و پروسه حذف کردنم بیش از سه ماه طول کشید البته هنوز هم ادامه داره چون ماما بزرگ نمیدونم باز چش شد و رفت حذف اکانت رو کنسل کرد این آخرین سروریه که باید حذفش کنم تازه تو سرور اسپید خیلی قوی بودم رتبم 3 رقمی بود و داشت بهتر هم میشد که ... باور ندارید برید از sasser بپرسید با این حال تا اون موقع به کسی اینقدر وحشیانه(که به مامی و دوستاش حمله کردم) حمله نکرده بودم یکی از رمزهای عدم موفقیتم هم همین بود چون تو تراوین هر چی وحشی تر باشی موفق تری!!!!

برگردیم به داستان

من داشتم از عذاب وجدان میمردم که یه نامه از یه اتحاد غول بهم اومد که بیا تو اتحاد ما منم که خیلی پایبند به اصول اولیه زندگی اجتماعی و رفاقتا هستم بهشون گفتم که با تشکر از دعوتتون ولی نمیتونم این کارو بکنم دوستام برام مهمترن اونا هم یه نامه دادن که یا میای تو اتحاد ما یا ....

منم که مامان بزرگ میدونه چقدر پررو هستم (حتی مامی یه مدت گیر داده بود که تو مولتی هستی!!!!) برگشتم گفتم یا ...

اونا هم یا ..... در حق من به حد کمال رسوندن

در اوج همین درگیری ها بود که دیگه به این نتیجه رسیده بودم که حذف کنم که چیزی گیر لاشخورها نیاد که(چقدر که؟؟؟!!!!!) یه نامه از مامان بزرگ جون عزیز مهربونم اومد که در چه حالی؟ من هم که هم دلم از دنیای واقعی گرفته بود هم از دنیای مجازی و هم عذاب وجدان خفتمو چسبیده بود سفره دلمو واسه مامانی باز کردمو های های گریه کردم!!!


این داستان حالا حالاها ادامه دارد ........